راستی یه چیزی یادم رفت ما دوشنبه نقد فیلم و کتاب شفقو داریم معلم پرورشیمون میخواد ما از دید علمی به شفق نگاه کنیم!!!!!!!!!

سلام!خوبین؟چه خبرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وای ما یک شنبه یه امتحان خیللللللللللللللللی سخت ادبیات دادیم من تو عمرم امتحانی به این سختی نداده بودم!!!!!!!

یکی از بچه های کلاسمون میگفت من فقط 5 نمره نوشتم که 3 نمرش غلطه!!!!!!آسون ترین سوالش این بود که اجزاء قصیده رو مشخص کنید........

بعدشم دوشنبه امتحان فیزیک دادیم که خیلی نامفهوم بود.....زنگ آخر(ساعت 2 تا 3/5)که مرور درسای اول و دومه دینی سوم خوندیم چون فرداش امتحان دینی داشتیم.شوا بگین آخه تو یه کلاسه 69 نفره میشه درس خوند؟!!!!!من 2 درس خوندم بعد رفتم یکی رو اذیت کنم تلشو برداشتم اونم که عصبانی بود(چون قبلش یکی روش آب ریخته بود!!!)اونم اومد یه صندلی بلند کرد که مثلا بندازه روم!!!!!!وقتی دید نمی تونه کرد دونبالم تل و کشمو برداشت منم کششو برداشتم و بزن بزن شروع شد............. من بزن اون بزن!!!!!بعد از 10 دقیقه ناظممون اومو انقدر عصبانی بود که نزدیک بود بره تو در!!!!گفت من همه ی اینا رو از پنجره دیدم!!!!!!!شنبه با پدر و مادر میاین مدرسه تا تکلیفتون مشخص شه!!!!!

ولی بعد بچه ها رفتن معذرت خواهی و نمیدومنم چی شد که منصرف شدن و ما رو بخشیدن!!!!!!

گلبرگ جان مگه من چی کار کردم که تو انقدر از من بدت میاد من فقط اون پستو گذاشتم که پشت سرم حرفو حدیث نمونه!!!!


 

ملانصرالدین روزی به بازار رفت تا دراز گوشی بخرد. مردی پیش آمد و پرسید: کجا می روی؟ گفت:به بازار تا درازگوشی بخرم .
مردگفت: انشاءالله بگوی. گفت: اینجا چه لازم که این سخن بگویم؟ درازکوش در بازار است و پول در جیبم. چون به بازار رسید پولش را بدزدیدند.
چون باز می گشت، همان مرد به استقبالش آمد و گفت: از کجا می آیی؟
گفت: از بازار می آیم انشاءالله، پولم را زدند انشاءالله ، خر نخریدم انشاءالله و دست از پا درازتر بازگشتم ان شاءالله!

************

روزی ملانصرالدین بدون دعوت رفت به مجلس جشنی.
یکی گفت: "جناب ملا! شما که دعوت نداشتی چرا آمدی؟"
ملانصرالدین جواب داد: "اگر صاحب خانه تکلیف خودش را نمیداند. من وظیفهی خودم را میدانم و هیچوقت از آن غافل نمیشوم."

**************

ملانصرالدین به یکی از دوستانش گفت: خبر داری فلانی مرده؟
دوستش گفت: "نه! علت مرگش چه بود؟"
ملا گفت: "علت زنده بودن آن بیچاره معلوم نبود چه رسد به علت مرگش!"

**************

روزی یکی از همسایهها خواست خر ملانصرالدین را امانت بگیرد. به همین خاطر به در خانه ملا رفت.
ملانصرالدین گفت: "خیلی معذرت میخواهم خر ما در خانه نیست". از بخت بد همان موقع خر بنا کرد به عرعر کردن.
همسایه گفت: "شما که فرمودید خرتان خانه نیست؛ اما صدای عرعرش دارد گوش فلک را کر میکند."
ملا عصبانی شد و گفت: "عجب آدم کج خیال و دیرباوری هستی. حرف من ریش سفید را قبول نداری ولی عرعر خر را قبول داری."

*************

روزی ملانصرالدین از بازار رد میشد که دید عده ای برای خرید پرندهی کوچکی سر و دست میشکنند و روی آن ده سکهی طلا قیمت گذاشتهاند. ملا با خودش گفت مثل اینکه قیمت مرغ این روزها خیلی بالا رفته. سپس با عجله بوقلمون بزرگی گرفت و به بازار برد، دلالی بوقلمونِ ملا را خوب سبک سنگین کرد و روی آن ده سکهی نقره قیمت گذاشت. ملا خیلی ناراحت شد و گفت: مرغ به این خوش قد و قامتی ده سکهی نقره و پرندهای قد کبوتر ده سکه ی طلا؟ دلال گفت: "آن پرندهی کوچک طوطی خوش زبانی است که مثل آدمیزاد میتواند یک ساعت پشتسر هم حرف بزند." ملانصرالدین نگاهی انداخت به بوقلمون که داشت در بغلش چرت میزد و گفت: "اگر طوطی شما یک ساعت حرف میزند در عوض بوقلمون من دو ساعت تمام فکر میکند."

*************

روزی ملانصرالدین به دنبال جنازهی یکی از ثروتمندان میرفت و با صدای بلند گریه میکرد. یکی به او دالداری داد و گفت: "این مرحوم چه نسبتی با شما داشت؟"
ملا جواب داد: "هیچ! علت گریه ی من هم همین است." 

معمای آلبرت انیشتین  

طراح این معما آلبرت انیشتین بوده و به گفتهً خودش فقط  %2 از مردم دنیا می توانند این معما را حل کنند . هیچگونه کلک و حقه ای در این معما وجود ندارد و فقط منطق محض می تواند شما را به جواب برساند. ..

(1) در خیابانی 5 خانه در 5 رنگ متفاوت وجود دارد.

(2) در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند.

(3) این 5  صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند ، سیگار متفاوت می کشند ، و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند.


سوال : کدامیک از آنها در خانه، ماهی نگه می دارد؟

راهنمایی:

۱) مرد انگلیسی در خانه قرمز زندگی می کند.

۲)مرد سوئدی، یک سگ دارد.

۳) مرد دانمارکی چای می نوشد.

۴) خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد.

۵) صاحبخانه خانه سبز، قهوه می نوشد.

۶) شخصی که سیگار Pall Mall می کشد پرنده پرورش می دهد.

۷) صاحب خانه زرد، سیگار Dunhill می کشد.

۸) مردی که در خانه وسطی زندگی میکند، شیر می نوشد.

۹) مرد نروژی، در اولین خانه زندگی می کند.

۱۰) مردی که سیگار Blends می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند.

۱۱) مردی که اسب نگهداری می کند، کنار مردی که سیگار Dunhill می کشد زندگی می کند.

۱۲) مردی که سیگار Blue Master می کشد، آبجو می نوشد.۱۳) مرد آلمانی سیگار Prince می کشد.

۱۴) مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند.

۱۵) مردی که سیگار Blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد.

جواب ها را در قسمت نظرات بگوئید 

 --------------------------------------------------------------------------------------

 

 ۳معما

)دو مرد نسبت به هم، دایی وخواهر زاده اند. یعنی اولی دایی دومی و خواهر زاده اوست، دومی نیز دائی اولی و خواهرزاده وی می باشد. چطور چنین چیزی ممکن است؟

پاسخ معما :

هر چند که این نوع خویشاوندی به ندرت اتفاق می افتد، ولی غیر ممکن نیست. دو مرد را در نظر می گیریم که زنشان فوت کرده وهر کدام یک دختر دارند. اولی دختر دومی را به عقد خود در می آورد و دومی نیز دختر اولی را به زنی می گیرد و آن دو پدر زن یکدیگر و در عین حال داماد هم محسوب می شوند. هر کدام از آنها صاحب پسری می شوند. اگر کمی فکر کنیم، متوجه خواهیم شد که هر یک از این دو پسر نسبت به دیگری هم دایی محسوب می شوند و هم خواهر زاده

 

2)جزایر «لانگرهانس» در کجا هستند؟

در لوزالمعده آدمی

 

3)رضا از طبقه دهم ساختمانی به زمین افتاد ولی نمرد. چطور چنین چیزی ممکن است؟

زیرا گفتیم رضا از طبقه دهم ساختمانی به زمین افتاد «ولی» نمرد. چون «ولی» که از ساختمان بزمین نیفتاده است تا بمیرد.

 

اضطراري

بچه ها شماره ي آخرين خط  هديه (هموني كه الآن خاموشه و همه داريدش به غير از ۰اولش) رمز اين مطلبه.

حتما" ببينيد تا دليل تغيرات رو بفهميد

ادامه نوشته

سلام حالتون خوبه!!!!!!!! ببخشیدا در مورد دعوا پست میذارم ولی یه سو تصادفی پیش اومده که باید رفع شه اناهیتا من اصلا منظورم این نبود که تو مزخرف میگی منظورم این بود که از کلمات مزخرفی استفاده میکنی بعدشم با اینکه من خیلی از دعوا خوشم میاد و خیلی دوس دارم بزنم یکیو له کنم و دهنشو پر خون کنم تا دندوناش بریزه تو دهنش!(مخصوصا اگه اون شخص مذکر باشه)خیلی حال میده!!!!!!!! ولی ما نباید با خودمون دعوا کنیم شما الان پیش همین متوجه نیستین ولی من کهدور افتاده ام میفهمم.امیدوارم دیگه دعوا تموم شه

طنز

سلاااااااام وا۳ دومین بار خوب هستین؟تعطیلات خوش می گذره؟من تو این ۲ روز فقط تاریخ خوندمشنبه امتحان زیست داریم از فصل .......... ()و فصله اول زمین

خب به جبران این چند هفته ی بدون طنز  یه دونه داستان طنز و یه عالمه عکسه طنز گذاشتم که البته حوصله ی اپلودشونو ندارم انشاالله که خراب نمی شن اگه بشن خداییش خیلی حیف می شه واقعا خنده دارن

 

اتفاقاتی که فقط در ایران میفته





















































نظر سنجی از ۲ دانشجو

طی يک نظرسنجي از يک دانشجوي ورودي جديد و يک دانشجوي ترم آخري خواسته شد که با ديدن هر کدام از کلمات زير ذهنيت و تصور خود را در مورد آن کلمه در يک جمله کوتاه بنويسند.
جمله اول مربوط به دانشجوي ورودي جديد و جمله دوم مربوظ به دانشجوي ترم آخري.
رييس دانشگاه
1.مردي فرهيخته و خوشتيپ
2.به دليل اينکه در طي اين چهار پنج سال يک بار هم ايشونو نتونستم ببينم،هيچ ذهنيتي ندارم.
يک وعده غذاي سلف
1.بيفستراناگوف با سس کچاپ با نوشيدني خنک
2.چلو لاستيک به همراه افزودني هاي غير مجاز
کارت دانشجويي
1.کارت شناسايي و هويت دانشجو
2.تنها استفاده از اين کارت گرفتن فيلم از ويدئو کلوب است
خوابگاه
1.محل استراحت و سرشار از شادي و نشاط
2.مکاني براي همزيستي مسالمت آميز با سوسک و موش
کوئيز
1.امتحان ناگهاني استاد از دانشجو
2.لاف بزرگي که هرگز به تحقق نمي پيوندد
شب امتحان
1.شبي براي دوره کردن درسي که در طول ترم خوانده شده است
2.شبي که تا صبح بايد مثل ... درس خوند
جزوه خوش خط دخترها
1.بميرم از هيچ دختري جزوه نميگيرم،من عادت دارم فقط جزوه خودمو بخونم
2.طلاي کاغدي
تقلب
1.يک روش غير اصولي و ناجوانمردانه براي نتيجه گرفتن در امتحان
2.تنها روش اصولي و مبتني بر عقل براي نتيجه گرفتن در امتحان
مشروط شدن
1.عمرا،من تو دبيرستان معدل کمتر از 18 نداشتم
2.نمک تحصيل در دانشگاه
وام دانشجويي
1.کمک هزينه براي دانشجو
2.مثل مهريه ميمونه کي داده کي گرفته
ازدواج دانشجويي
1.حرفش رو نزن من قصد ادامه تحصيل ذارم
2.کو؟کجاس؟کسي رو سراغ داري برام؟؟
حراست
1.ارگاني براي حفاظت از دانشجو از گزند خطرات
2.ارگاني براي حفاطت از دانشگاه از گزند دانشجويان
دانشجو
1.فردي که به دنبال علم آموزي و توليد علم است
2.ها ايي دانشجو که وگفتي يني چه؟؟؟!!!!

خواهش می کنم نظر بدین و گرنه دوباره درباره دعوا پست می ذارما(شوخ کردم)

بای بای

لطفا توجه کنین!!!!

سلاااااام خوبین؟ عیدتون و تعطیلاتتون مبارک

واقعا معذرت مي خوام اما قبل از گفتن هر چيزي بايد يه چيزو روشن کنم

دعواي ما(من و فاخته و کامل . مونا و هديه شماهم لطفا اون موضوعو فراموش کنين) با ب ي ها تقريبا حل شده اما يه چيزايي با اونيکي وب کلاسمون مونده که اونم الان حداقل واسه من حل مي شه اينم جوابيه که بايد به يکي از اونا بگم که پرسيده بود چرا حرفايي که تو پسته قبلي زدمو تو مدرسه بهش نگفتم جوابم اينه که واقعا برام جالبه که بدونم اون واقعا فک مي کنه اين قدر واسم ارزش داره که ازش بترسم که اون حرفارو تو مدرسه بهش بزنم؟دليل من اينه  که واسه من اونو حرفاش اندازه يه اپسيلونم ارزش ندارن و من هيچ وقت به خاطره مخصوصا اون و حرفاش اعصابمو بهم نمي ريزم و همچنين به قول خودش اگه دهنش وا شه هر چي ازش بيرون بياد مي گه و من مسلما دوست ندارم اون کسي باشم که دهنه گندشو باز مي کنه اما بايد بگم با زدن اون حرفا به من توهين نمي شه بلکه شخصيت خودش بيشتر از قبل تحقير مي شه جوابه يکي ديگه از حرفاش: درسته که من 4 5 تا دوست خيلي صميمي دارم اما حداقل با نصفه بچه هاي کلاس  خودمونو خيلي از بچه هاي الف و ب دوستم و خودمو مثله چند نفر به خاطره برتري نداشته ام واسه هيچ کي نمي گيرم مي دونم با خوندن اينا ناراحت مي شه(شايدم نشه) اما بايد بگم واقعا دوست نداشتم اينارو بگم اما از اول من اين ماجرارو شروع نکردم و اينا در مقايسه با توهينايي که اونا کردن هيچي نيستن و شايد اون همين احساسارو نسبت به من داشته باشه که حاضرم شرط ببندم تو پست بعديش با حرفاي بسيار زننده اين گفتمو دقيقا تایید مي کنه
فقط بگم من ديگه نه به پستا و نه به نظرايي که نتيجه ي باز شدن دهنه اونه جواب ميدم و نه نظراشو تاييد مي کنم به شما هم مي گم همه ي حرفايي که مي زنه دروغه و خواهشا باورشون نکنين فقط يه چيزه بسيار خنده دار تو پستش بود که خداييش با خوندنش واسه چند دقيقه خنديدم: نمايشيو که اين قدر تو سرش زدو مسخرش کرد دقيقا نظر و ايده ي خودش بود و خودش معرفيش کرده بود اونم فقط واسه مثلا کوبوندن من حتي نمايشه خودشو مسخره کرد و بازم مي گم (به اونا)شما اگه عرضه داشتين خودتون يه  نمايشيو اجرا مي کردين تا ما اون نمايش به قول خودشون مسخره را اجرا نمي کردیم !و از حرفاش و نوع حرف زدنش معلومه چه جور ادميه!
اينم اخرين پسته من درباره اين دعوا بود و بهتون قول می دم دیگه هیچی راجبه این موچوع ننویسم

 باي   

سلام.

نمی خواستم این پستو بذارم ولی دیدم اضاع خیلی ناجوره مجبور شدم بذارم ببخشید........

شما ها از خودتون خجالت نمی کشین؟!!!!!!!!دعوا مال بچه کوچیکاس که مغزشون به اندازه ی فندقه نه ماها که جون خودمون سمپادییم!!!!!!!!!!!

شما دیگه دارین اون روی نازنین منو بالا میارینا(خودتون که میدونین کودوم رومو میگم)شماها چشم منو دور دیدین هر کاری که دلتون می خواد میکنین!!!!!!!!!!!!

آناهیتا جون شماها خودتون وبلاگ ندارین که این مزخرفاتو تو وبلاگ ما می نویسی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!

امدوارم این آخرین پست در مورد این دعوای مزخرف باشه!!!!!

........

سلام من اومدم و وقتیم اومدم دیدم چه اتفاقایی که نیفتاده

 

ولی جدا دور از شوخی واقعا واسه خودمون متاسفم و دیگه نمیدونم چی بگم  که حتی نمیتونیم همدیگرو تحمل کنیم

 

یه چیز دیگه از همه دوستان خواهش میکنم اگه حرفی هست-دعوایی هست چرا تو کلاس نمیگینش؟؟؟؟؟ ما خودمون به این برنامه ها عادت کردیم ولی حداقل باید جلوی بقیه اینقدر خودمونو کلاسمونو ضایع نکنیم با زدن حرفای زشتم فقط شان خودمونه که میاد پایین امیدوارم دیگه تو وب ما هیچ دعوایی نباشه و رسما دارم میگم هر نظری که با دعوا همراه باشه تایید نمیشه .

 

از خوانندگان وبلاگم شدیدا عذر میخوام

 

واسمون دعا کنید