you must be kidding!!!!!

واااااییی

سلام

یه دقیقه وایسین..من باورم نمیشه!!وبلاگ؟؟؟وااااای من الان خوابم؟؟نه بیدارم چون در حال نوشتن جزوه ریاضیمم!!اخه یکی نیست بگه بیشعور تو کلاس مجبوری چرت بزنی که بعد جان بدی تو خونه جزوه بنویسی!!وااای از آخرین باری که اینجا پست گذاشتیم چه قدر همه چی عوض شده!!!هممون عوض شدیم!!نه؟؟من دیگه از این به بعد همش میم ست میذارم،این بی وفایی دیگ آقا!این وبلاگ یه عالمه مدت همدم روزای خوب و بدمون بود،تو مدرسه اعصابمون خورد میشد میومدیم پست میذاشتیم،خوشحال بودیم میومدیم پست میذاشتیم!!بعد الان ولش کردیم این بدبختو...تنها و بی کس افتاده یه گوشه....

من نامرد نیستم....پست میذارم واست وبلاگ گوگولی!!!!

فعلا بای!!

تو رو خدا بخونین!!

سلاااااام!!

خوبین؟؟باو قرار بود همه پست بزارین که!!!چی شد؟؟؟ایراد نداره!!میبخشمتون!!وااااای تو رو خدا بخونین این آهنگو البته لیریکسشه!!!یا به قول آناهیتا لایریکس!!!

خیلی بهه ما میخوره!!البته به غیر از یه قسمت آخرش!!!!تو رو خدا هم بخونین هم نظر بدین!!آخه خیلی قشنگه!!تازه اسم گروهشم Vitamin C هست!!واسه همین بود که توجهم بهش جلب شد!!!

Friends for ever

 

And so we talked all night about the rest of our lives

Where we're gonna be when we turn 25
I keep thinking times will never change
Keep on thinking things will always be the same
But when we leave this year we won't be coming back
No more hanging out cause we're on a different track
And if you got something that you need to say
You better say it right now cause you don't have another day
Cause we're moving on and we can't slow down
These memories are playing like a film without sound
And I keep thinking of that night in June
I didn't know much of love
But it came too soon
And there was me and you
And then we got real blue
Stay at home talking on the telephone
We'd get so excited, we'd get so scared
Laughing at ourselves thinking life's not fair
And this is how it feels

 As we go on
We remember
All the times we
Had together
And as our lives change
Come Whatever
We will still be
Friends Forever

So if we get the big jobs
And we make the big money
When we look back now
Will our jokes still be funny?
Will we still remember everything we learned in school?
Still be trying to break every single rule
Will little brainy Bobby be the stockbroker man?
Will Heather find a job that won't interfere with her tan?
I keep, I keep thinking that it's not goodbye
Keep on thinking it's a time to fly
And this is how it feels



La, la, la, la:
Yeah, yeah, yeah
La, la, la, la:
We will still be friends forever

Will we think about tomorrow like we think about now?
Can we survive it out there?
Can we make it somehow?
I guess I thought that this would never end
And suddenly it's like we're women and men
Will the past be a shadow that will follow us 'round?
Will these memories fade when I leave this town
I keep, I keep thinking that it's not goodbye
Keep on thinking it's a time to fly

نظر بدین!!!!!!!!!! 

خبر دارین اینترنشنال شدیم؟؟

سلااااااااااااااام!!!

خوبین؟؟واااای تو این تابستون گرم اعصاب خورد کن چه میکنین؟؟؟من که رسما دارم ذوب میشم!!!
واااای!!یه چیز خنده دار شنیدم!!میدونین ایران داره تو افغانستان سه تا مرکز استعداد های درخشان باز میکنه؟؟

واااای فکر کنین سوالای سمپادمون با اونا یکی میشه!!یعنی خیلی سوژستا!!

راستی:گلبرگ عزیز و نازنینیم!!!تولدت خیلی خیلی خیلی مبارک باشه!!برات از ته ته ته ته ته ته ته ته (کف)قلبم آرزو میکنم که هیچوقت هیچوقت ناراحت نباشی!!گلپر فاشیستم!!آرزو میکنم لپای گل گلیت همیشه گل گلی بمونن!!امسال سال خیلی توپی رو در کنارت داشتم البته میدونم که برای تو هم همینجور بوده!!!شاید هم فوق توپ!!(راستی منو دو روز دیگه تو جاده دیدی خاطرات ماطرات حالیم نیستا!!باید بپری و بغلم کنی!!!)یادت اومد؟؟!!

راستی میبینم که چقدر همتون در تب و تاب پست گذاشتنین!!!

                                       فعلا بای!!!

آرزو  میکنم شب که خوابیدی سوسکا رو تختت عروسی بگیرن...

سلااااااااااااااااااااام!!!

چه خبرا؟؟؟تابستون خوش میگذرد؟؟؟هی!!من بیچاره که  بدجوری سرما خوردم و همین که زندم جای شکرش باقیه!!دیروزم که سر امتحان فاینال یه اتفاق عظیم افتاد!!لطیفی که مثل برج زهرمار نشسته بود و داشت یه بسته  شوکول میل میفرمود و مارو چنان زیر نظر داشت که انگار مامور اف بی آیه!!!فقط یه عینک پلیس کم داشت!!!خلاصه تا نشستم امتحان بدم سرفم گرفت و تا آخر امتحان همینجوری ادامه داشت...اشک و سرفه و تب و گلو درد و....اونم به مدت ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه!!

اصلا نفهمیدم که چی زدم!!!از دیشب تا حالا هم هر چقدر میرم میبینم که هنوز جوابا رو تو سایت نزدن!!!آخه تو رو خدا میبینین چه جوری با آرامش بچه های مردم بازی میکنن؟؟یعنی اگه لطیفی به من که با اون حال زارم اومدم و امتحان دادم نمره ی خوب نده تنها آرزویی که میکنم اینه که شب که خوابید سوسکا رو تختش عروسی بگیرن..!!!!

وااای!!!فعلا بای!!واسم دعا کنین که فاینالمو خوب داده باشمو حالم همین الان یهویی خوب شه!!!

باااای!!!

زندگی زیباست

سلااااااااااام!!!

زندگی زیباست

زشتی های آن تقصیر ماست

در مسیرش هر چه نازیباست آن تدبیر ماست

زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست

امتحان ریشه هاست

ریشه هم هرگز اسیر باد نیست

زندگی همچون پیچکیست

انتهایش میرسد پیش خدا....

تحت تاثیر قرار گرفتم شدید!!!!

فعلا بای.....نظر بدییییییییییییین!!!!!!!!!!!

سر آشپزا!!!!

سلامی به سبزی افکار سمپادیا!!!

حال؟؟؟

ما ها که خیر سرمون مثلا تحت تاثیر قرار گرفته بودیم دوباره پستیدیم!!!آخه نمیشه!!!بعدمیگن دخترا خرخونن!!!

امروز مضحک ترین روز سال بود!!!یعنی تازه هممون فهمیدیم که چه استعداد نشکفته ای تو آشپزی داریم!!!(همون بهتر که نشکفته،اگه میشکفت همه از سوهاضمه مرده بودن!!!)

امروز واسه حرفه و فن آشپزی داشتیم!!!ما ها سه ساله که با هم توی یه گروهیم و سه هر سال هم تصمیم میگیریم تا یه چیز جدید درست کنیم و هر سال هم آخر سالاد ماکارونی درست میکنیم!!!!اونم چه سالاد ماکارونی!!!سال اول که بچه ها ماکارونیا رو فقط آب زدن!!!بعد دادن به خورد من بیچاره و منم تا مدتها دلدرد داشتم!!!امسال هم بعلههه....!!!!

یعنی قیافه ی کاملیا دیدنی بوود!!!با آستینای بالا زده افتاده بود به جون ماکارونیا و قارچا!!!!با دست!!!

گلبرگ هم اومد کمک کنه مثلا خیار شورا رو با اشکال بسیار بسیار بسیار نامنظمی برید!!!یکی ۳ در ۴ یکی ۱۶ در ۱۸!!!! بعدشم زحمت کشید و دلستر رو رو صندلی خالی کرد!!!

دنیا هم چون از کالباس بدش میومد قبل از ریختن کالباسا بقیه ی محتویاتو نصف کرد تو ظرفشو برد و دیگه هم پیداش نشد!!!
 

من هم که از همه فعالتر،داشتم واسه ساندوچا پنیر ذوب میکردم!!!با بخار آب جوش!!!یعنی سوژه ی کلاس بودیما!!!!

آخرشم دبیر حرفمون وقتی این همه رعایت بهداشت ما رو دید دلش نیومد دست بزنه یه غذامون تا کثیف شه و نخورد!!!ما هم با کمال اعتماد به نفس راه میرفتیم تو راهرو به همه تعارف میکردیم!!!گلبرگم حرص میخورد که چرا من اینقدر تعارف میکنم واسه خودمون دیگه چیزی نمیمونه!!!آخرش وقتی رفتیم بالا تا بخوریم با اولین چنگال به این نتیجه رسیدیم که اگه واقعا جونمونو دوست داریم بهتره از خوردن اون غذای سالم و تمیز دست برداریم!!!

اما کاملیا هنوز هم به استعدادش تو آشپزی ایمان کامل داره!!!

چه میشه کاملیاست دیگه!!!اگه نداشته باشه جای سواله!!!!

آخه اصلا دخترا چرا باید آشپزی بکنن؟؟؟وقتی اینهمه رستوران تو دنیا هستو اینهمه استعداد نشکفته ما چرا باید عرصه رو برای اینها تنگ کنیم؟؟؟؟

واقعا چرا؟؟؟

خب دیگه!!!!                         فعلا بای!!!!!               چیچینی!!!!!

فعلا بای!!!

سلامی به سبزی افکار همه ی سمپادیا!!!

حالتون خوبه؟؟؟ماها که بد نیستیم!!!

دوباره عید تموم شد و بدبختیا شروع شد!!!دوباره هرروز امتحان!!!اونم نه یکی نه دو تا بلکه سه تا!!!بله!!هفته ی بعد یکشنبهُ ما سه تا امتحان داریم!!ریاضی و زبان ودینی!!!چه حالی بده اونروز!!!

۲ ماه دیگه به پایان سال مونده!!!امسال سال خیلی توپی بوووود!!خیلی باحال بوووود!!فقط خندیدیم!!!

ولی داره تموم میشه و این اواخر هم همش امتحانه و تست و پرسش و بدبختی..!!!

به خاطر همین فشار خیلی زیاد منو گلیو کامل تصمیم گرفتیم که فعلا تا دو ماه نتو تعطیل کنیم!!البته گلیو نمیدونم چون فیل هم نمیتونه گلی رو از نت جدا کنه!!!ولی به امتحانش میرزه!!!خب پس اگه از ما پستی ندیدین به حساب خرخونی نذارین!!!لطفا!!!بلکه به حساب تحول عظیمی بذارین که امروز زنگ زبان با حرفای دبیر زبانمون تو ما ایجاد شد!!!

آخه امروز خانم خادم دبیر زبانمون کل زنگو با ما حرف زد!!!و بعد از خوردن زنگ تفریح دیگه بچه اون بچه های قدیمی نبودن!!!همه متحول شدن!!!البته به جز مهتا و آناهیتا اینا که مثله قبل میگفتن و میخندیدن...!!!البته این حس ما هم تا ۱۰ دقیقه فقط دووم آورد!!!

خب پس فعلا بای!!!راستی نظرا تایید میشه ها!!!

باااااااااااااااااااااااای!!!!

سلامی به گرمای جمع همیشه جمع سمپادیا!!!
اه!!!این مدل سلام دیگه دلمو زد!!!ولی خب چاره چیه!!!سلام دیگه ای فعلا به مغزم خطور نمیکنه!!!

گفتیم میریم تا بعد سیزده!!دیدیم نه نمیشه!!دلمون میتنگه!!!گفتیم سیزده و دوازده که با هم فرقی ندارن!!!همین دیشب ساعت نمیدونم چند رسیدیم رشت!!!منم که دیگه خسته و کوفته حوصله نداشتم بیام وب!!!فقط به گلی زنگیدیم و بعدش رفتیم که بخوابیم!!!

ولی خداییش عجب عیدی بود!!!خیلی خوب بود!!!زیاد!!!از بین همه ی مسافرتای دیگه ای که رفته بودیم بیشتر خوش گذشت!!!شاید چون با الینو توی یه هتل بودیم اینطوری شد!!! توی همه ی اتفاقاتی که افتاد تو این یه هفته جای بچه های مدرسه رو خالی کردم!!!اگه اونا هم میبودن چقدر میخندیدیم!!!فوتبالیستا و...!!!

راستی از گلی تشکر میکنم که توی این مدتی که من نبودم به جای من نظرامو تایید کرد!!!

باید برم که هیچکدوم از کارای مدرسه رو انجام ندادم!!!حتی یه صفحه!!!!

فعلا بای!!!!

دوباره جاستین!!!

سلامی به گرمای جمع همیشه جمع سمپادیا!!!

گفتیم این دم آخری یه پستی چیزی بذاریم تا بعد سیزده!!!

و دوباره با یه پست از جاستین برگشتم!!!

 justin-bieber-nyc-book-signing-november-2010

فکر نمیکنم هیچ موجودی به باحالیه این بالاییه تو دنیا باشه!!!البته نظره منه ها ولی جدی جدی از جیک جیکو ویلی و .. خوشتیپ تره!!!

حالا اینارو بیخیال شین!!این سلنا چه پررو شده واسه من؟؟!!احساس جذابیت وافر میکنه!!!

mxscq7uotpydki4lg3u3.jpg

w7k66z5ppw8xj44i72a.jpg

                 شیطونه میگه فردا با جته شخصیم برم خونه ی سلنا ها!!!

nrzlfwvjl8hr0c2rvdn6.jpg

تیلور از جاستین بهتر بود که!!!چرا با اون بهم زد؟؟دختر بد!!اصلا بچه ی نسازیه!!با نیکم بهم زد!!حالا کی میشه با جاستینم بهم بزنه!!اگه هم نزنه من خودم یه کاری میکنم که بزنه...!!

حالا ما میذاریم اینا واسه خودشون خوش باشن!!!

فعلا بای!!! نظر بدین!!!!

 

...!!!!

سلامی به گرمای جمع همیشه جمع سمپادیا!!
من برگشتم!!بابا این نمایشگاه و اتاق تکونی و ول گشتن تو تعطیلات که واسه آدم وقت نمیذاره!!!

نمایشگاه هم همونطور که بچه ها گفتن خیلی توپ بود!!!از همه بیشتر زمانی خوش گذشت که یه کاری کردم تا کناره ۳ بار به خاطر رفتار زشتش از من عذر خواهی کنه!!!بقیه هم بعد من کم کم از  این ترفند استفاده کردن!!کناره و عذر خواهی؟؟باید تو گینس ثبت شه!!!فقط من افسانه ی دستشویی مدرسمونو نفهمیدم که چرا همه ی بازدید کننده ها بلا استثنا یه بار به دستشوییمون سر میزدن!!!بگذریم...

بابا این خونه تکونی دیگه چه صیغه ی مضحکیه؟؟باور کنین تا حالا نمیدونستم اتاق فسقلیم اینهمه سوراخ سنبه داره!!آخرشم در کمدمو از ریلش در آوردم و ناقصش کردم!!!

راستی هدیناز جونییی!!!تولدت شدیدا مبارک!!!خیلی خیلی زیاد مبارک!!!ارزو میکنم که به یی جانگ برسی تا ما هم دست این یی جانگ یی جانگای تو راحت شیم!!

یه مطلب درباره ی تاریخچه ی نوروز گذاشتم :

به اساطير و باور سنتی، آغاز تجليل از نوروز به پانزده هزار سال پيش برمی گردد، به روزی که جمشيد شاه (ييما يا يامای هند و ايرانی) بر تخت نشست. اصطلاح "نوروز جمشيدی" از همين باور بر می آيد. شاهان دوران معاصر نيز به مانند فتحعلی شاه قاجار تلاش می کردند به تقليد از جمشيد در روز نوروز تاج بر سر بگذارند.

بر مبنای باور مزديسنی، زرتشت پيامبر بود که اخترشناسی ايرانی را بنياد نهاد و با محاسبات دقيق در کنار جشن های طبيعی سده و مهرگان، اعتدال ربیعی یا برابری بهاری شب و روز را نيز به مثابه جشن اصلی و واپسين روز از هفته آفرينش پروردگار تعيين کرد که همين نوروز است.

برخی تلاش کرده اند تا نام و نشانی از جشن نوروز را در کتيبه های هخامنشی رديابی کنند و نوشته اند که جشن نوروز در فرمان کورش بزرگ، پايه گذار امپراتوری هخامنشی که در سال ٥٤٢ پيش از ميلاد به مردمان بابل آزادی های ملی و مذهبی را ارزانی داشت،  جاودانه شده است.(جونم کوروش!!!کلا بچه ی باحالی بود!!!)

نوروز آریایی و نوروز امروزی!!!

آنچه از نوروز امروز درايران وجود دارد بخشي ازآيينهاي بازمانده ازدوران پيش آريايي هاست (فقط داشته باشین نوروز مال آریایی ها بود و نوروز الان مال قبل از آریایی هاست!!!)كه پس از امتزاج با باورهاي آنان وپس از ايراني شدن دردوران پيش از اسلام با آميخته شدن با باورهاي اسلامي ممزوج گشته وبه گونه اي كه اكنون وجود دارد دراين سرزمين وجود دارد .بديهي است اساطير وآيين ها درچرخشهاي تاريخي- جغرافيايي هميشه تغيير مي يابند- ديگر اينكه ماه فروردين ماه فروهرها است .فروهرها گونه اي از روان آدمي يا نوعي همزاد آدميان هستند .هينلز مي گويد :همانگونه كه هر يك ازآفريدگان مادي يك اصل مينوي دارند انسان نيز خود آسماني دارد كه ‹‹فروشي›› يا فروهر اوست .

در ماه فروردين فروهرها به زمين مي آيند ودراطراف خانه خانواده شان مي گردند آنها دوست دارند افراد خانواده وخانه هايشان تميز ومرتب باشند تا براي آنان دعا وآرزوي بركت كنند اگر فروهرها خانه وكاشانه شان را پاكيزه نبينند ناراحت مي شوند ودعا وبركت ازآن مردم وخانه ها رخت مي بندد از اين روست كه از هنگام آمدن بهار در فروردين چراغ خانه ها را روشن مي گذارند ويا در قديم مراسم آتش افروزي برروي بامها انجام مي دادند تا راه فروهرها را روشن وتابناك كند . حاجي فيروز ،راه انداختن دسته هاي نقابدار با صورتك هاي سياه راكه نماينده فروهر مردگان است تداعي مي كند.

تفاوت قدیم و الانو حال میکنین؟؟به قول خودمون آریایی هستیم!!!

شانسه دیگه!!ولی ای کاش نوروزمون همون قبلیه بود!!!

فعلا بای!!!نظر!!!!!!!!!

آدم فضایی؟؟!!

سلامی به گرمی جمع همیشه جمع سمپادیا!!!

خوبیین؟؟؟

ماها زیاد تعریفی نداریم!!با این اتفاقات امروز توی مدرسه دیگه واسمون(یا حداقل من)حال نمونده!!چه برسه به خوبش!!اما بیخیالشون میشیم و به زندگی ادامه میدیم و کارای نمایشگاهو میکنیمو..

فقط این بیچاره رو نگاه کنین تازه میفهمین که چقدر قیافه ی خوبی دارین!!!بیچاره اسمشLeonBotha هست و ۲۴ سالشه!!به خاطره قیافش به آدم فضایی معروفه!!!

Iran  Eshgh Group !

به قول هدیه چه احساس جذابیت وافر هم میکنه!!

Iran Eshgh Group  !

به خدا فرعون مومیایی شده اینقدر قیافش ضایه نیست!!بیچاره فقط ۲۴ سالشه!!!فقط!!

Iran Eshgh Group  !

این بیچاره رو نزنین!!!این همینجوریشم استخوناش در حال تجزیه هست!!فک کنم اگه یکی نازشم بکنه رو زمین پخش شه!!

Iran Eshgh Group  !

ولی فکر کنم دوست داره ترسناک به نظر بیاد!!!Iran Eshgh Group  !

خب فعلا بای!!!                    نظربدین!!!                   چیچینی!!!         

؟؟؟

سلامی به گرمای جمع همیشه جمع سمپادیا!!!

خووبین؟؟

ماها که خیلی خوبیم!!!این روزا به خاطر نمایشگاه مدرسمون یه حس و حال ۱۰۰٪ سمپادی داره!!

امروز روزی بس جالب بود!!!زنگ اول که آمادگی دفاعی داشتیم و معلممون داشت درباره ی انواع روشهای امدادرسانی صحبت کرد و بچه های کلاس هم که همه با جنبه...!!!

زنگ تفریح اول به کابوس تبدیل شد!!!ناظممون به گلی و ویولن زدنش توهین کرد و گلی میخواست از گروه انصراف بده و بچه های دیگه هم که همه از کلاس خودمون بودن هم به پیروی میخواستن اعتصاب کنن که مثلا اتحادو نشون بدن ولی با یه نگاه معاون نمیدونم چی شد که در عرض یک ثانیه همشون دوباره رفتن سر جا شون که البته گلبرگ رکورد شکوند و تا زنگ تفریح سوم دووم آورد!!و انگار نه انگار که تا زنگ پیش داشت کلشو به نیمکت میکوبید و...!!!اما ۳ زنگم خودش خیلیه!!!

و اما برسیم به اصل مطلب زنگ ریاضی!!!

خانوم بهنیا که اومد تو و با یک نگاه غضبناک هممونو از حالت برپا به برجا تبدیل کرد و زحمت جیغ کشیدن و برجا گفتن پشت سریه من و گلبرگ و پاره شدن پرده ی گوش ما رو کم کرد!!!

بعد من تازه فهمیدم که کتاب ریاضیم نیست و از اونجایی که بهنیا  منو تا به حال بی دلیل به اندازه ی موهای سر گلبرگ دعوا کرده،این بار که براش بهانه جور کردم حتما منو میکشت!!داشتم میمردم از ترس که یهو سوپر مونا از دو تا نیمکت جلو تر وارد شد و کتاب ریاضیشو به من داد و حاضر شد که بهنیا دعواش کنه ولی از من نمره کم نشه!!!و با این  حرکت جواندخترانش جیمی بودنش رو به همه ی دنیا ثابت کرد و میخوام از اینجا ازش شدیدا تشکر کنم و بگم که هیچوقت این لطفشو فراموش نمیکنم چون این کارش به منزله ی نجات دادن یه نفر از مرگ بود!!!

خب اینم از وقایع امروز که کلا روز بدی نبود به غیر زنگ دوم که من تازه فهمیدم که هنوز ثبت نام کانونو نکردم و فقط ۵ دقیقه به پایان مهلت ثبت نام اینترنتی مونده!!!و همچنین اینکه سرویسمون پنچر شد و ناظممون با ماشین از بغلمون گذشت و با دست تکون داد ولی عین ترب کلشو انداخت پاییین و رفت و ما مجبور شدیم که ۳ ساعت تو بارون منتظر بمونیم!!!

خب دیگه بسه!!!

فعلا بای!!!!!!!!!!!                       چیچینی!!!

 

سلامی به همه!!!

خوبییین؟؟

الان دارم از مدرسه پست میذارم پس فقط سریع میگم که لطفا به این وب سر بزنین!!!بد نمیبینید!!!

gaminotaoj.blogfa.com

فعلا بای!!!

نمایشگااااه!!

سلامی به گرمای جمع همیشه جمع سمپادیا!!

خوبیییین؟؟؟؟ما ها که دیگه رسما از این بهتر نمیشیم!!

۲۱ اسفند نمایشگاه داریییم!!!اولین نمایشگاه مستقل راهنمایی!!!که مسلما قراره از مال دبیرستان بهتر شه!!(بعله!!!بعله!!!)با اینکه اندازه ی اورست کار رو سرم ریخته (به عنوان یکی از بچه های تیم اجرایی!!!)ولی بازم خیلی خوبه!!با اینکه امروز فهمیدم که ماکت طرحمون ۲۰۰ هزار تومن هزینه داره و امکان خراب شدنش ۹۹ درصده و مجبوریم یه کاره دیگه بکنیم ولی ایراد نداره!!من سه ساله دارم نمایشگاه طرح میدم ولی هیچ سالی به اندازه ی امسال خوش نمیگذره چون همه کاره ی نمایشگاهیم!!

راستی اون سورپرایزه هنوز سره جاشه ها!!!امروز عنوان انتخاب کردیم واسه نمایشگاه!!یعنی عنوانی به این خنده داری تا حالا نشنیده بودم!!جزو هیچکدوم از عنوانهای کاندید نبود!!!گامی نو تا اوج!!

فقط یه فعل کم داره!!

ولی ایراد نداره خود نمایشگاه مهمه!!که واقعا بچه ها امسال زحمت کشیدن و قراره نمایشگاهو ببریم رو هوا!!

دو دو دو دو دو دو نمایشگااه!!

 فعلا بای!!باید برم طرحهای بچه های غرفه ریاضی رو چک کنم!!!

فسقلی ترین موجود دنیا

 

سلااام به گرمای جمع همیشه جمع سمپادیا!!!!!!

خوبیییییییییین؟؟

ماها که خیلی خوبیم!!دیشب شبی در مدرسه داشتیم!!خیلی خوش گذشت!!

عکس های فسقلی ترین موجود دنیا و بلند ترین موجود دنیا رو گذاشتم!!

فسقلیه رو دوست دارم!! با مزست!!

حالا نمیدونم فتوشاپه یا نه!!ولی هر چی هست ملوسه!!!

 

دیدار درازترین و کوتاهترین انسانهای روی زمین !

 

خیلی با نمکه!!

دیدار درازترین و کوتاهترین انسانهای روی زمین !

 

دیدار درازترین و کوتاهترین انسانهای روی زمین !

 

لی لی پوتیه!!!!

http://www.trt.net.tr/medya/resim/2010/01/15/8022e6e3-37f9-429e-ad85-25ef1f04bfcd-galeri.jpg

نظر!!!!!

!!!!

سلامی به شادابی صورتهای همیشه خندون همه ی سمپادیا!!!!

امروز تو مدرسه دعوای بین کلاس ما و کلاس ب تقریبا حل شد!!البته از اونجایی که من خودمو قاطی دعواها نمیکنم زیاد مطمئن نیستم و لی ما نیمه ی پر لیوانو میبینیم!!

بعدش معلوم شده که بعلههه!!این نظرایی از طرف بچه های ب تو وب ما نوشتن اصلا از طرف گروه مورد نظر نبوده و همه رو یکی دیگه به اسم کل کلاسشون نوشته که اون بیچاره ها اصلا روحشونم خبردار نبود!!این کارا تازه مد شده؟؟؟هی از طرف یکی دیگه نظر میذارن؟؟

و اما برسیم به موضوع اصلی!!اعتیاد به اینترنت یا به قول گلی نت!!!

اینجا یه تست سنجش اعتیاد اینترنت گذاشتم تا معتادهای جامعه رو معلوم کنیم!!!

1- چقدر بیشتر از آنچه قصد دارید؛ در اینترنت می‌مانید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به‌كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمی‌شود.

 

2- چقدر به خاطر آنلاین ماندن؛ اعضای خانواده را نادیده گرفته‌اید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به‌ كرات
د-همیشه
هـ- شامل حال من نمی‌شود.

 

34- چقدر از طریق اینترنت با كاربران دیگر رابطه ایجاد می‌‌كنید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به‌ كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمی‌شود.

 

5- چقدر دیگران از شما به خاطر میزان آنلاین بودن‌تان شاكی هستند؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به‌ كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمی‌شود.

 

6- چقدر به خاطر اینترنت؛ نمرات و كارهایتان در مدرسه افت كرده است؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به‌ كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمی‌شود.

 

7- چقدر ایمیل‌‌هایتان را پیش از كارهای ضروری دیگرتان چك می‌كنید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به‌ كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمی‌شود.

 

8- چقدر عملكرد كاری و بهره‌وری شما به خاطر اینترنت آسیب دیده است؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به‌ كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمی‌شود.

 

9- وقتی از شما می‌پرسند كه چه كارهایی آنلاین انجام می‌دهید؛ چقدر در موضع تدافعی یا پنهانكاری قرار می‌گیرید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به‌ كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمی‌شود.

 

10- چقدر افكار آزاردهنده در زندگی را با افكار آرام‌بخش در اینترنت خنثی می‌كنید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به‌ كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمی‌شود.

 

11-چقدر وقتی در اینترنت هستید؛ احساس می‌كنید توان پیش‌بینی امور را دارید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به‌ كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمی‌شود.

 

12- چقدر فكر می‌كنید كه زندگی بدون اینترنت، چیزی كسالت‌بار؛ تهی و بی‌لذت است؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به‌ كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمی‌شود.

13- چقدر وقتی كسی هنگام آنلاین بودن مزاحم شما می‌شود؛ غر می‌زنید؛ فریاد می‌زنید یا عصبانی می‌شوید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به‌ كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمی‌شود.

 

15. چقدر فكر می‌كنید كه در حالت آفلاین حواس پرتی دارید؛ ولی در حالت آنلاین بهتر هستید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به‌ كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمی‌شود.

 

16. چقدر وقتی آنلاین هستید این جمله را به كار می‌برید: فقط چند دقیقه مونده؛ الان میام
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به‌ كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمی‌شود.

 

17. چقدر سعی كرده‌اید از میزان آنلاین بودن خود بكاهید و موفق نشده‌اید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به‌ كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمی‌شود.

 

18. چقدر سعی دارید میزان آنلاین بودنتان را از دیگران مخفی كنید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به‌ كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمی‌شود.

 

19. چقدر میزان آنلاین بودن را به بیرون رفتن با دیگران؛ ترجیح می‌دهید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به‌ كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمی‌شود.

 

20. چقدر وقتی آفلاین هستید؛ احساس افسردگی و عصبیت دارید كه با آنلاین شدن از بین می‌رود؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به‌ كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمی‌شود

خب حالا اگه میخواین بدونید معتادین یا نه برین ادامه ی مطلب!!تا کلید جوابا رو ببینین!!

نظر بذاریییییییییییییییییییین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

راستی هدیه چش شده؟؟؟

ادامه نوشته

امروووز!!!

سلامی به گرمای جمع همیشه جمع سمپادی به همه ی دنیا!!!

امروز روز فوق العاده ای بود!!!

مسابقه ی فوتبال بچه های سوم الف با دوم ب ای ها ۰-۱ به نفع سوما تموم شد و حاال بچه های دوم ب رو گرفتیمو از دیدن قیافه هاشون کلی خندییم!!!

یه عالمه خندیدیم و بازی کردیم!!از عمو زنجیر باف و این دختره اینجا نشسته گرفته تا تلفن بازیو ...!!!البته از اونجایی که بچه های گل کلاسمون هیچ وقت پایه نیستن بازیهای دسته جمعی بکنیم و دیوونه بازیو تو زنگ تفریح ترجیح میدن  منو گلی  هم رفتیم با بچه های سوم الف بازی کردیم بعد سال اولای الف و ب و جیم هم با ما قاطی شدن!!!

جدا از این مسخره بازیا با ریتوفسکی دوست گل روز های خوب دبستان و الی جون دوست گل الفی که منو با دماغ به دفتر مدیر اونم تو جلسه هدایت کردن!!! و شفق دوست گل روز های خوب کودکی!!!و خود از  همه گل ترم!!خلاصه بگم بچه های گل شورای مدرسه(گل بارون شد!!)نشستیم و برنامه های شبی در مدرسه رو ریختیم!!فقط ۵ روز طلایی مونده تا شبی در مدرسه و بچه های شورای امسال اولین شورایی در تاریخ فرزانگان راهنمایی گیلان هستن (-تیم!!)که برنامه ی شبی در مدرسه رو گذاشتن!!!

باید اسم ما رو در تاریخ سمپاد با آب طلا بنویسن!!!

فقط ۵ روز....

فعلا بای!!!!

نظر بشه یا نشه فراموش میل خودتونه من گفتم!!!!

سمپاد!!!!!!!!!

سلاااااااام!!!

به همه ی سمپادیای گل!!(این دفعه میگم فقط سمپادیا به خاطر اینکه یه خبر توپ واسه سمپادیا دارم!!)

نمیدونم چه جوری بگم؟؟!!

اما میگم تا همه خوشحال شین!!

چند روز بود که میشنیدیم که امتحان فیلتر(تیزهوشان!!)قراره واسه بچه های تیزهوشان حذف شه!!

اما بعد وقتی از معلمامون پرسیدیم به طرز فجیعی زدن تو ذوقمون که نه خیر!!شماها بیخودی دلتون رو خوش نکنین و این خبرا نیستو این خبرگذاریا واسه خودشون یه چیزی میگن و میخوان ذهن شما رو پراکنده کنن!!!

اما امروز رئیس سازمان ملی پرورش استعداهای درخشان تشریف آورده بودن مدرسمون!!

ماها که اول تو سایت بودیم یهو دیدیم که معاون اومد و گفت که همه مقنعه ها جلو!!آستینا پایین!!

ژنرال دارن میان تو!!!

ماها هم همه بلند شدیم و ایشون اومدن تو!!با سه نفر که از پشت و سه نفر که از جلو ساپورتشون میکردن!!!

خلاصه اومد تو یه کم حرفید و بعد گفت هر کی هر سوالی یا هر حرفی داره بپرسه!!!

منو گلی قراربود که ازش درباره ی همین فیلتر سوال کنیم!!

خلاصه بگم گلی با ترس و لرز پرسید(چقدم بعدش منت سرم گذاشت!!!)که آیا حرف این خبر گذاریا راسته یا نه؟؟

یه چند ثانیه گذشت..

...همه ی نفسا تو سینه حبس شده بود!!

بعدش ایشون با یه نیشخند گفتن که

.

.

.

.

.

بعلهههه!!این حرف خبرگذاریا نیستو حرف خودمونه و شماها قرار نیست که امسال امتحان تیزهوشان بدین!!!

ماها همه ماتمون برده بود!!همینجوری وایسادیم نگاش کردیم!!منکه مطمئنم اگه چند ثانیه بیشتر میموند و من چند ثانیه بیشتر مجبور میشدم جیغ نزنم سکته میزدم و میمردم!!!

بعدش که رفت سایت رفت رو هوا!!!همه جیغ و داد !!!!و فکر کنم اشتباهی به جای مهتا خانوم پرتوی(مسئول سایت!!) رو بغل کردم!!!

خلاصه بگم(که چقدم خلاصه شد!!!)اینجور شد که امروز بهترین روز سال شد!!!

نظر نشه فراموش         لامپ اضافی خاموش(جدیدا با اداره ی برقم همکاری میکنم!!)

بای بای!!!!                                چیچینی !!!

فاخته چیه؟؟کیه؟؟!!

سلام به همه ی بچه های گل و باحال سمپادی و غیرسپادی!!!

حال و احوال؟؟!!

خیلی وقت بود نیومده بودم وب.دلم حساب واسش تنگیده بود!!گفتیم بیایم یه عرض ادبی به این خانوم بالاییه بکنیم بکنیم!!

مگر اینکه این دختر خانوم به پستای ما ها اهمیت بده.شماها که اصلا نظر نمیذارید!!!

درباره ی اسمم پست گذاشتم!!!!

اسمم خداییش خیلی باحاله ها!!

یعنی مامان بابام واسه اسمم سنگ تموم گذاشتن!!االبته مامان بزرگم واسم اسم گذاشته!!

اولش که یه شعر از حافظ که در وصفم سراییده ها!!!:

فاخته پیوسته مشغول شکر گزاری است، در حالی که شام شب او هم فراهم نیست:

«شکر می گویم خدا را فاخته
بر درخت و برگ شب ناساخته»

در بیت زیر نیز می گوید فاخته چون طالبان حقیقت کوکو می کند:
«کی بیاید بلبل و گل بو کند ؟
کی چو طالب فاخته کوکو کند ؟»

در بیت زیر می گوید قطب در واقع خود تو هستی، پس باید پیوسته در طلب او باشی:
«او تویی، خود را بجوی در اوی او
کو و کوگو، فاخته شو سوی او»

و در بیت زیر می گوید: من تا کی چون فاخته کوکو بگویم؟
«چند همچون فاخته ی کاشانه جو
کو و کو و کوو کوو کو و کو؟»

حالا هم یه سری اطلاعات جزئی درباره ی خود گلم!!:

فاخته (نام علمی: Columba palumbus) پرنده‌ای خوش‌آواز است که آوای آن در فصل بهار خوش‌تر است.

آواز فاخته اغلب در آغاز فصل بهار شنیده می‌شود. بیشتر مردم تصور می‌کنند پرندهٔ ماده آواز می خواند، ولی اینطور نیست، و پرندهٔ نر آواز می خواند.(البته باید اضافه کنم که فاخته ی ماده چون صداش خیلی خوبه نمیخونه تا پرنه ی نر دلش نشکنه!!!) فاخته نر و ماده شیبه هم نیستند. رنگ فاخته نر مایل به خاکستری سیاه است، درحالی که پرندهٔ ماده پرهای خاکستری فاتح رنگ با لکه‌های سفید دارد. فاخته ماده نمی‌تواند آواز بخواند.(دروغ میگه خیلی هم صداش قشنگه!!!)

خب حالا این که دیدین فقط یه ذرش بود!!

اینکه فاخته شونزدهمین اصل موسیقیه و... رو دیگه نمیگم تا دلتون نسوزه!!!

فعلا باای!!!

نظر یادتون نره!!!!

ادبیات!!!

سلام به همه ی دست راستا و دست چپای کل دنیا!

خوبید؟!!زندگی بر وقف مراد؟؟دلها همه شاد؟!

انقدر کتاب ادبیاتو نگاه کردمو هیچی ازش نفهمیدم همه چیو آرایه میبینم؟!!

این بارونم شده بود سوژه!!مردم تا قبل از باریدن بارون شروع کرده بودن به خوندن دعای بارون وقتی سه روز بارون بارید همه صداشون دراومده بود!!خدا دیگه نمیدونه باید به کدوم ساز ما برقصه!!!

چه میکنین با این ادبیات؟؟!!

من که بهش فکر میکنم تنم میره روی ویبره از نوع اپل آیفونش!!!

این فرجودی سوالاش خوبه ها اما این آقای راسخ نورد...

البته ادبیات بچه های مرکز ما خیلی قویه ها ولی آقای راسخ نورد و سوالاش(تاکید: سوالاش!!! بعضیا اشتباه برداشت نکنن!! )یه نیم پا از ما قوی ترن!!

اصلا ما چرا باید ادبیاتو اینجوری بخونیم؟؟!!

معنی ادبیات واقعی تازگیا از یادهامون رفته!!!

حالا یه جمله چندتا تکواژ و چند تا واژه داره به ما چه؟؟بذارید این جمله ی بدبخت به حال خودش باشه!!

باور کنین وقتی یه شعر رو معنی میکنین احساس میکنم تن شاعر بیچاره تو قبر میلرزه!!

آدم باید یه شعر رو با قلبش بفهمه نه با عقلش!!!

وقتی نوع و نقش یه جمله رو در میاریم دیگه معنیش یادمون میره حتی اگه اون جمله کلیدی ترین جمله ی زندگیمون باشه!!

قلب و منطق در دو نقطه ی مخالفن!!ادبیات واقعی رو باید با قلبمون احساس کنیم که ما دقیقا با نقطه ی مخالفش یعنی منطق احساس میکنیم!!که به نظر من داریم بدترین ظلم رو به ادبیات میکنیم!!

ادبیات یعنی روح و احساس و آوای قلب  که توی واژه ها گنجونده میشه!!!و همین از زیباییش تا حدودی کم میکنه!!دیگه صفت و موصوف درآوردنش برا چیه؟؟!!

احساس و زیبایی بیان کجا و صفت های پسین وپیشین کجا ؟؟

من اگه یه روز رئیس جمهوربشم البته با شوان جون!!(یکی از بچه های کلاس!!)دستور میدم تا زنگ ادبیات به کلاس یوگا تبدیل بشه تا بچه ها با مدیتیشن عمق ادبیات رو حس کنم!!!

فعلا بای باید برم با این منطقم سر و کله بزنم تا یه جوری ادبیاتو حس کنه!!

 

دمی جوووون!!!

سلام به همه ی مردم!!!(سمپادیای گل و غیر سمپادیای گل!!)

دمی جوووون!!!ابه نظر من از بین خواننده های نوجوون بعد از جاستین از همه بهتره!

خیلی وقت بود که خبر توپی ازش نشنیده بودم حالا که شنیدم میذارمش تا شما هم خوشحال بشین!!(قابل توجه گلبرگ جون!!!)

 همه میدونین(شایدم ندونین!)دمی در دو بخش در مراسم People Choice Awards 2011 کاندید بود.که خبر خوش اینه که در هر دو رتبه ی یک رو اورد.وایییییییییییی...این عالیه.بهم خیلی روحیه داد.اینم لیست:

Favorite FAMILY TV MOVIE

  • Camp Rock 2: The Final Jam 
  • Beauty & the Briefcase
  • iCarly: iPsycho
  • Revenge of the Bridesmaids
  • Starstruck

Favorite TV GUEST STAR

  • Demi Lovato
    Grey's Anatomy
  • Betty White
    Community
  • Britney Spears
    Glee
  • Carrie Underwood
    How I Met Your Mother
  • Neil Patrick Harris
    Glee

دروووووووووووووووود!!

خوبین؟

این انشایی که نوشتیم خیلی سرو صدا کرد!!!دیگه داره کمکم امر بر من مشتبه میشه انشام خیلی هم پرت نیست و میتونم به خودم امیدوار باشم!!!

شنبه امتحانای ما قراره شروع بشه و ما هم قراره به لطف خدا بدبخت بشیم!!

حالا امتحان دادن یه طرف این معلمای گلمون یه طرف!

هر روز میان میگن فلان درس و فلان مبحث وحشتناک و غیر قابل فهم (فرمول نویسی هیدروکسیدها و نمکها و اسیدها اکسیژن دار و هیدروزن دارو..)حذفه!

چرا؟

چون معلم اون مرکز صلاح دونستن بهشون نگن!حالا چقدر خوب میشد اگه معلمای مرکز ما هم ترم دیگه صلاح بدونن که به ما اصلا درس ندن!

حالا فعلا یه کم چیز میز بدانید گذاشتم تا فیض ببرید!

 

 

ادامه نوشته

Just Justin

سلاااااام!!!

خوبین؟

ایندفعه میخوام درباره جاستین بیبر خواننده ی مورد علاقه ی شدید من(و یه زمانیم گلبرگ!!!)پست بذارم!!

به نظر من اگه یه  پسر خوشتیپ تو دنیا باشه اونم جاستینه!!!

حالا یه کم چیز میز دربارش براتون میذارم!!!:

نام: Justin Drew Bieber
تاریخ تولد: ۱ مارس ۱۹۹۴ (۳ اسفند ۱۳۷۳)
قد:   ۱۶۴(تقریبا هم قده مائه گلی!!!)
رنگ چشم: قهوه ای
سرگرمی ها: فوتبال ، بسکتبال ، اسکیت ، گلف

رنگ مورد علاقه: آبی و بنفش
ساز مورد علاقه: گیتار و پیانو
عدد مورد علاقه: ۶
خواننده های مورد علاقه: کریس براون (Chris Brown) / آشر (Usher) / تی بن Ti bone و …

نام مادرش: پتی PATTY
نام پدرش: جرمی Jeremy Bieber
* وقتی جاستین خیلی کوچیک بوده پدر و مادرش از هم طلاق گرفتن
ناخواهری: جاسمین
نابرادری: جکسون

اسم دوستای صمیمیش: رایان و کریستین
اسم سگش: سمی sammy
غذای مورد علاقه: ماکارونی و از چیزای شیرین هم خوشش میاد
شکلات مورد علاقه: مارس Mars
نوشیدنی مورد علاقه: آب پرتغال

ماجرای جالب خوانندگی جاستین از زبان خودش:

کلا” به آواز و خوانندگی علاقه ی زیادی داشتم و در یک مسابقه ی خوانندگی محلی شرکت کردم و مادرم هم از خوندنم فیلم میگرفت و در سایت یوتوب میگذاشت – بیشتر آهنگای آشر و کریس براون رو میخوندم … تا اینکه مادرم متوجه شد خیلی بیننده های ویدئو هام زیاد شده ، تصمیم گرفت بازم ویدئو بگیره و توی یوتوب منتشر کنه تا اینکه اسکوتر براون Scooter braun متوجه شد و رفت به usher معرفیم کرد.

آشر خوندنم رو دید خوشش اومد و من رو به لس آنجلس برد تا برای مدیر یکی از شرکت هایی که خواننده ها باهاشون قرار داد بستن بخونم و این اتفاقات ۷ ماه بیشتر طول نکشید و به رویاهای بزرگ خودم دست یافتم

اولین بار که اسکوتر اومد دنبال من که بریم آتلانتا (۱۳ سالش بوده) و منو ببره پیش آشر – آشر داشت ماشینشو پارک میکرد و اولین بارم بود که یه سفر خارج از کشور میکردم … منم که آشر دیدم بهش گفتم: سلام آشر من عاشق آهنگاتم میخوای یکیشون رو برات بخونم ؟! آشر گفت: نه رفیق کوچولو بیا تو بیرون سرده

الان هم جاستین و آشر باهم دوستن و جاستین میگه من همیشه اذیتش میکنم میگم یادته روز اول چطوری منو ضایع کردی ؟!

اولین آهنگش One time بوده بعدشم First dance بعدشم down to earth و bigger

جاستین بیبر: من میخوام به همه بگم که شما میتونی هر کاری رو بکنین اگه ذهنتون بزارید براش (توهم و تصور و باور) – ما اصلا خانواده ی پولداری نبودیم و من خیلی معمولی بزرگ شدم … من چیزهایی رو که بقیه ی بچه ها داشتنو نداشتم و فکر کنم باعث شده که الان انسان قوی تری باشم و میخوام برم کالج و شخص بهتری بشم.

نظر نشه فراموش!!!

فعلا بای!!                     چیچینی!

 

دوباره سلام!!!

 

سلام!!!!

خوبییین؟؟!!

بعد از مدتها من برگشتم!!!

این دفعه درباره ی کوچمون نوشتم!!شاید یه کم عجیب باشه!!!شاید خیلیا کوچمونو اونطور که من میبینم نبینن!! اما برای من پر از خاطرست!!!:

کوچه ی مریم

من دختری هستم 14 ساله!!!

با شور و شوق خاص دوران خودم!!!با دیدگاه منحصر به خودم!!!

دنیا را طور دیگر میبینم!!!

هر روز صبح تو انتظار ماشین فکستنی که 13 نفر رو توش به زور توش چپوندن  وایمیستم!!!!اما این یه وایستادن معمولی نیست.من تو این سه سال با وایستادن سر کوچه تو ساعت 7 صبح خیلی از زیبایی های  دنیا رو دیدم و لمسش کردم!!!

هر روز صبح کوچه مریم یه رنگ و یه شکله!!!مثلا یه روز هوا بارونیه و درختایی که  از تو نرده های خونه های ویلایی و قدیمی بیرون اومدن به احترام این بارون  و رحمت خدا ی مهربون و بزرگ سر خم میکنن و اجازه میدن که شکوفه های صورتی و لطیفشون تا میتونن از آب سیراب بشن.

یا مثلا روز بعدش هوا اونقدرآفتابی و قشنگه که آدم دلش میخواد فریاد بزنه :خداااا!!!واقعا انقدر تو خوبی؟؟؟؟!!!!  تو این روز نور خورشید که تازه از پشت کوه هایی که به خاطرنور خورشید، طلایی و ارغوانی شدن مستقیما به شیشه ی ساختمون روبرویی میتابه و اینطوری به نظر میاد که دو تا خورشید تو آسمون هست!!!!

یا مثلا فرداش یه طور دیگس!!!!هوا مه داره و درختا و گلای نازو قشنگشون از پشت مه برات دست تکون میدن!!!اینطور به نظر میرسه که میخوان بدون نزدیک شدن بهت دوستت داشته باشن و باهات حرف بزنن!!اما مسلما نمیشه ولی نمیدونم چرا اونا میتونن!!

توی این روز کوچمون شکل مرموز و رویایی میگیره!!

....

آسفالت کوچه ی مریم پر از چاله چولس!!!!و همین نشون میده که تو ی این سالهای طولانی که از به وجود اومدنش میگذره مهمون و پذیرای  هزاران هزار مهمون خوب و بد بوده!!!

به خوباش خوبی کرده و با بداش ساخته و سعی کرده خوب و پاکشون کنه!!!

(خداییش کوچمون قشنگ نیست؟!!)

                                                                       چیچینی!!

فعلا بای!!!

 

چیچینی

سلام به همه ی بچه های سمپادی بخصوص جیمی های فرزانگانی!!!!!!!!!

من دوباره به وطن بازگشتم!!!

قراره دوباره تو بلاگ پست بذارم!!!

دلم برای همه خیلی تنگ شده بود!!!

خیلی خوشحالم که دوباره از فاخته به چیچینی تبدیل شدم!!!

فکر کنم وقتی من نبودم اتفاقات جالب و خنده داری تو وبلاگ افتاده بود!!!

جان من این مسخره بازیا رو بذارین کنار!!!

آخه ابهت سمپادیتون کجا رفته؟؟؟!!!!

در هر صورت خوشحالم که این دعواهای مسخره رو گذاشتید کنار!!!

                                                                                         حالا بای فردا های!!!!!

خداحافظ برای همیشه!!!

سلام،برای اخرین بار سلام!

من دیگه دارم میرم!یعنی دیگه نیستم!دارم میرم چون که....!

من دیگه تو این وبلاگ پست نمیذارم چون که ما امسال باید یه آزمون فوق العاده سخت . مسخره بدیم که تو مدرسه ی ما بهش میگن کنکور تیزهوشان!!همیشه هم یه جوری با ابهت بیانش میکنن که ادم چهار ستون بدنش میره رو ویبره!!!

و طبق بیانات دبیر های گرامی از ما انتظار خیلی بالایی میره چون ما علاوه بر جیمی بودنمون فرهیخته هم هستیم!(فرهیخته اسم جدید کلاسمونه!)

 

دلم برای همتون خیلی خیلی زیاد تنگ میشه!!

از اینکه مارو دق دادین و نظر نذاشتین سپاس گذاری ویژه به عمل میارم!!

همینطور از دوستای خوبی که نظر گذاشتن یه سپاس گذاری ویژه تر به عمل میارم!!!

ما رفتیم واسمون دعا کنین!

با اینکه میدونم یادتون میره ولی باز هم میگم نظر یادتون نره!!

لا اقل اگه نظر نمیذارین واسه ی چیچینی جونی(فرمانده ی کل قوای پرندگان)و گلی جونی(دستیار دمی جونی)وکامل جونی(دستیار اول هانا مونتانا!!)و نیکی جونی(دستیار سلنا)ومونا و هدیه جونی ها!!ودنیا خانومی دعا کنین!!!

خداحافظ همگی!

سلام به همه ی دخترا و پسرای سمپادی!

یه داستان جالب براتون گذاشتم!امیدوترم خوشتون بیاد. البته یه فسقل طولانیه!

یه وقت فکر نکنید به تقلید از داستان سیندرلاست!!!

حتما به ادامه مطلب سر بزنید!

ادامه نوشته

کمرم!!

سلام به همه!!!!

من اومدم!به قول گلی جون حالشو نداشتم که پست بذارم بعد کسی نخونتشو نظر نذاره!!

ولی الان حالشو دارم!

دلم واسه مدرسه یه . شده!!!با اینکه هر روز عذاب میکشیم  و امتحان میدیم ولی مدرسمونه دیگه!

چی کار کنم دوستش دارم!

چندی پیش با کام کام و نیکی و گلی رفته بودیم شهر کتاب وسایل مدرسه رو بخریم!

اول که منو ۳ ساعت اونجا کاشتن!!!

بعدشم که وقتی گلی اومد چون زنبیل نبود همه ی وسایلاشو پرت کرد تو مال من!(تو شهر کتاب به جای سبد زنبیل میدن بهت که وسایلاتو بذاریش توش! یه وقت نکنین رفته بودیم شهر سبزی بخریما!!)خودش راه افتاد تو شهر کتاب هرچی میدید میذاشت تو زنبیل.من بیچاره هم شدم نوکر در بست ایشون!هی دنبالش میرفتم ایشون هم هر چقدر بهش میگفتم کمرم درد گرفت،آخ،اوخ! اصلا به روی مبارکشون نمی آوردن!

تا اینکه........

یه نفر لطف کردن منو از اون بد بختی نجات دادن.(بعد از ۴ ساعت خریدشون تموم شدو زنبیل نازنینو دادن به گلی!)از شون از همینجا صمیمانه ازشون تشکر میکنم و روشونو میبوسم!البته اگه دختر باشن!

خلاصه تا چند روز کمرم در میکرد!!به خاطر همینم حوصله ی آپ کردنو نداشتم!

چیچینی                           بای بای!!

 

با معرفتها

سلام!!!

امروز حالم بگی نگی خوب نیست!!!

یه شعر طنز تو ادامه مطلب گذاشتم که یه کو چولو طولانیه!

******منظور از مردا تو این شعر کل آدماست !!!

یه وقت به کسی بر نخوره!!! 

 

ادامه نوشته

سلام به همه!!!!

و یک سلام ۱۰۰٪ مخصوص به کاملیا !

کاملیا جون از همین جا میخوام بهت بگم که خیلی خیلی خیلی خیلی دوستت دارم و برات آرزوی بهترین بهترینها رو میکنم!!!

کاملیا جون تولدت مبارک!(به قول خودم کامل جون تولدت مبارک)

تولد هر دوست دوست داشتنی دیگه ای که ۳۰ امه مبارک!

                      CHICHINI!              !BYE BYE          

آتش بس!!!!

سلام به همه ی دوستا ی خوبم!!!

بچه ها تموم کنین دیگه این دعواها رو.من خودمم دل خوشی از این مهتا ندارم ولی بپه ها احساس میکنم که آبروی جیم در خطره!!!!چیکار کنیم همه که مثل ما گل نیستن!!!

اینجانب سرکار چیچینی فرمانده ی کل قوای پرندگان!از شما خواهشمندم که این دعوا را تمام کنیم و برای مدتی ،خوب توجه شود فقط برای مدتی آتش بس اعلام شود.تا بعدا سر فرصت و بعد از مدرسه درباره چگونگی مجازات مهتا تصمیم گیری شود.

                                                             امیدوارم با تقاضای من موافقت شود.!!!

ByeBye                                                                                   DUK Chichini

 

سلام!!!!

رفتم وبلاگ مهتا رو دیدم که چه چرت و پرتایی نوشته بود.اول منم تصمیم داشتم  بکشمش!!.مهتا جون اگه تو میتونی از ما بیخودی بد بگی مطمئن باش که مه هم خدایی نکرده معلول تشریف نداریم.ما هم بلدیم حرصتو درآریم.

ولی بعد.....

با خودم فکر کردم که حالا بچست دیگه!!!بچگی کرده!!اگ مهتا چرت و پرت نگه پس کی میخواد بگه؟؟؟!خداییش میگم مهتا دختر خیلی خیلی باهالیه ولی....

ولی شماره1. بیشتر اوقات مغزش هنگ میکنه و چرت و پرت میگه!!!

ولی شماره 2.  یه کوچولو فقط یه ذره توی دادن آمار اون مرکزیا زیاده روی میکنه!!

ولی شماره3. چرت و پرت میگه!!

ولی شماره 4. چرت و پرت میگه!!

ولی شماره5. و باز هم چرت و پرت میگه!!!

همونطور که خودتون دیدید ویژگی بارز مهتا چرت و پرت گفتنه ولی چه میشه کرد مهتائه دیگه.من خودم به شخصه خیلی دوستش دارم ولی...

ولی خیلی چرت و پرت میگه!!!

chichini                     good bye  

Happy Birthday مونا جون!

سلاممممممم به همه علی الخصوص سمپادیا!!!

امروز بیست و دومه فردا چندمه؟؟؟!خب بذار حساب کنم،۲۳=۱+۲۲ ،یعنی فردا بیست و سومه.بعد من میگم سمپادیا نابغن شما میگین نه!!!!حال کردین عملیات ریاضیو؟؟؟!!

فردا ۲۳ مرداده.یعنی تولد موناااااااااااااا جوووووووووووووون!!!!مونا جوووووووون خیلی دوستت دارم و پیشاپیش تولدتو بهت تبریک میگم!!!!امیدوارم همیشه مثل همه ی جیمی ها سربلند و موفق باشی!!!

امیدوارم مونا جون همیشه سمپادی و مثل من نابغه باشی!!!!!

عشق و جسم و روح=زندگی

...وخداوند جسم را آفرید!!و روح را......

جسم را آفرید تا در کنار هم باشیم.....

روح را آفرید تا با هم اوج بگیریم و به آسمان هفتم برسیم....

عشق را آفرید....!!!

عشق را آفرید تا غم را در نیابیم!!تا حس نکنیم که غم ها زیبایند!!!

بفهمیم خوشی زیباتر و شیرین تر از هر چیزی است!!!

زیبایی روح را بفهمیم....!!!بفهمیم که تا چه حد زیباییم....

و تا چه حد لوح زیبای وجودمان را پلیدی فرا گرفته است!!

چه لحظات شیرینی...چه خوشی بی پایانی....ولی انگار زود گذر است!!

از لحظه لحظه ی خوشی ها بهره می برم تا در انتها آه نگویم...!!

حسرت نخورم و پشیمان نشوم......!

                                                                              (چیچینی!)

بای بای!!!!    نظر یادتون نره!!

سلام!!!

همش دلم میخواد پست بذارم ولی وقت نمیکنم!انقدر امتحان داریم که دلم میخواد گریه کنم.البته این هفته زیاد امتحان نداریم ولی تاثیر امتحانهای هفته ی پیش چنان روم مونده که اگه ازم بپرسید ساعت چنده؟ میگم ساعت برابری میکنه با یک مهره داری که ساکن دریاست. ترکیبات این بی مهره! بیشتر از نوع پیوند کوالانسیه و .....!!!

خب فعلا میرم

بای بای!!

سلام

خیلی وقته که تو وبلاگ پست نگذاشتم.خیلی خیلی وقته!!بچه ها شما چرا نظر نمیذارین؟میخواین مارو دق مرگ کنین؟!به خدا حیفه جوون مردم تو این سن به خاطر نظر نذاشتن شما سکته کنه!!البته دور از جون بقیه خودمو مثال میزنم.میفتیم میمیریم خونمون میفته گردن شماها!!!حالا از من گفتن بود.

نظر یادتون نره!!!                          (چیچینی)